تبليغاتX
کافه سکوت - خدا کند احمدی نژاد بر جهان مدیریت کند

 

 

اول اينكه : احمدينژاد رئيس دولت بازهم حرفهاي جالبي زده و  آرزوی جدیدش را یاد کرده که مدیریت بر جهان است و با این حرف خاطرات مرا به يادم آورده : زمانی که خاتمی رئیس جمهور بود در دوره دوم شوراي شهر تهران (زماني كه احمدينژاد شهردار تهران بود) روزي پس از اينكه جلسه علني شورا تمام شد تعدادي از خبرنگاران رسانه هاي انحصارطلب (اصولگرا) گرد حسن بيادي - نايب رئيس شورا و رفیق گرمابه و گلستان احمدینژاد - جمع شدند . من حساس شدم . هر وقت اينها گرد كسي (مخصوصا بيادي) جمع مي شدند سوژه اي ويژه داشتند . سوژه اي كه براي خودشان خيلي مهم بود و براي مردم خنده دار و بي اهميت . رفتم به جمعشان پيوستم وگوش دادم . يكي شان با احساسات در باره رعايت نشدن شئونات اسلامي و رشد فساد و بي حجابي و بد حجابي در كشور پر حرارت صحبت مي كرد و بقيه هم سر تكان مي دادند . حرفش كه تمام شد نزديك بود از شدت غليان احساسات اشك تو چشمهايش جمع شود و من فقط لبخند زده بودم و بيادي بدون توجه به لبخند معنا دار من با آرامش به او گفت : به قول دكتر احمدينژاد ما  بايد اول بزنيم كه دولت را بگيريم ، بعد همه اين مسائل در كنار بقيه مشكلات كشور به دست خودمان حل مي شود . خبرنگاران دست راستي هم انشاء الله غليظي گفتند و شاد و خرم از اين وعده مهم تشكيلاتي رفتند دنبال سوژه هاي ديگر . و بالاخره تشكيلات آنها زد و دولت را گرفت . بعد از سه سال كه آنها زده اند و دولت را گرفته اند نه تنها مشكلاتي را حل نكرده اند بلکه انبوه مشکلات را نیز برای مردم ایجاد کرده اند . حالا احمدينژاد بدون اینکه به سابقه درخشانش در مدیریت بر کشور نگاه کند چپ مي رود و راست مي آيد و مي گويد اين كار را بكنيم و زودتر برويم سر مسائل جهاني و جهان را مديريت كنيم . و لابد می خواهد همانطورکه بیادی می گفت بطورهیاتی بزند و مدیریت جهان را بگیرد . من نمي دانم وقتي ما در كوچكترين مسائل نمي توانيم شلوار خودمان را بالا بكشيم و مثل ژيان تو گل مانده ايم چرا حرف از مديريت جهان مي زنيم . يك نان ساده را نمي توانيم بدون حاشيه به دست مردم برسانيم و مي خواهيم ملل غرق در رفاه را مديريت كنيم . در هر موقعيت بجا و نابجايي موجودات بيمقداري مثل پياز و سيب زميني و سبزي و گوجه فرنگي براي مردان مدعي مديريت بر جهان بحران مي سازد و انرژي مي گيرد و تيتر يك رسانه ها مي شود آنگاه ما حرف از مديريت بر مسائل جهاني مي زنيم و فكر نمي كنيم با شنيدن اين حرف جهان به ما مي خندد . براي اينهايي كه از اين حرفها مي زنند و هي تكرار مي كنند آيا اهميتي دارد كه جهاني به ملتي بخندد ؟ آيا مقامات كشورهاي ديگر وقتي با روساي كشور ما سر يك ميز مي نشينند و اين ادعا ها را مي شنوند نمي گويند اول برويد خودتان را درست كنيد ؟ اگر نمي گويند پس آنها هم خيلي از مرحله پرتند .

دوم اينكه :اگر از مردم ايران بپرسند يا مثلا رفراندم بگيرند كه آيا دلتان مي خواهد احمدينژاد مدير جهان بشود يا نه خواهند گفت بله و حتي حاضرند رضايت محضري بدهند . چرا ؟ چون اين مطمئن ترين روش است براي خلاص شدن از خرابكاريهايش . آقا ! جان مادرت برو بر جهان مديريت كن و ما را به حال خراب خودمان بگذار . درست است كه در مديريت بر ايران چيزي نشدي و خراب کردی اما شايد استعداد مديريت بر جهان را داشته باشي و هنوز كشف نشده اي . برو و خودت را بيازماي و ما ملت را بيش از اين به فلاكت نكش . برو ، برو ، بروووووو .

+ نوشته شده در جمعه 10 خرداد1387ساعت توسط روزنامه نگار |